روانشناسی گناباد

برخورد با رفتار ناسا ز گار

       شاید همه ما در بین کودکان خانواده، فامیل و آشنا و یا در کوچه و محله خود با کودکانی بر خورد کرده باشیم که لجبازی می کنند، نا آرامندو... . و شاید دها بار شنیده ایم که پسر فلانی بیش فعال است. دختر فلانی واقعا" از لحاظ روانی و رفتاری اختلال دارد، و موارد شبیه آن. آنچه باید به آن توجه کنیم این است که بدون بررسیهای روانشناختی و مراجعه به یک مشاور یا روان شناس نباید به کودکمان برچسب ناسازگار یا بیش فعال بزنیم. و نیز باید توجه داشته باشیم که کودک ناسازگار با کودک بیش فعال تفاوت داشته و روشهای درمانی آنها نیز متفاوت است. یک تفاوت اساسی بین بیش فعالی و ناسازگاری در این است که کودک بیش فعال رفتارش تقریبا" دست خود نبوده و ناشی از اختلالات هورمونی است و از کسی به قول معروف حساب نمی برد اما کودک ناسازگار چنین نیست و حداقل کسانی هستند که این کودک از آنها حساب ببرد، و برای کودک بیش فعال معمولا" همه موقعیتها یکسان است ولی کودک ناسازگار احتمال دارد مواقع ناسازگاریش متفاوت بوده و در برخی مواقع از خود ناسازگاری نشان ندهد.  

  ما در این جا با فرض اینکه خوانندگان محترم مطمئن هستند که کودک آنها ناسازگار است روشی را که جناب آقای دکتر قاسم قاضی در کتاب مورد پژوهی در مشاوره و رواندرمانی خود آورده اند و در کلاس درسی(سمینار مدرسه) کارشناسی ارشد نیز توسط اینجانب بعنوان سمینار مطرح شد برای برخورد با کودک ناسازگار عینا" و بدون تغییر می آوریم. امید است که مفید حال خوانندگان محترم بوده باشد:

   

برخورد با رفتار ناسازگار

(Maladjusted Behavior)

     با اینکه کودکانمان را دوست می­داریم و رعایت حقوق کودکان بر همه واجب است، با این همه گاهگاهی از کودکان رفتارهایی سرمی­زند که والدین آن را لج بازی، نا فرمانی و بدرفتاری می نامند. در باره رفتار ناسازگار کودکان چه باید کرد؟ ابتدا باید تعریف درستی از نا سازگاری بدهیم.

در روان شناسی به رفتاری «ناسازگار» گفته می شود که فرد در شرایطی قرار می گیرد که قادر نیست خود را با محیط اجتماعی یا خانوادگی به گونه ای مناسب هماهنگ یا سازگار نماید و معمولا" این ناسازگاری روی رفتار و حالات عاطفی اوتاثیر می گذارد.* در مورد کودک ناسازگار می توان گفت که او کودکی است که هر میل خود را حق خود دانسته و برای ارضای آن میل، یا دستیابی به خواسته خود به گریه کردن، جیغ زدن، کتک زدن، و مانند آن توسل می جوید. نباید از نظر دور داشت که به قول مزلو سوای ناسازگاری بیمارگونه، گهگاه رفتار ناسازگار طغیانی است علیه استثمار، سلطه جویی، بی اعتنایی، سرزنش و سرکوب شدن امیال بر حق کودکان که بدینوسیله از خود مقاومت نشان میدهند.**

     به پدران و مادرانی که کودک ناسازگار به معنای دقیق کلمه دارند توصیه می شود که مراحل زیر را گام به گام و با دقت طی نمایند:

1-هماهنگی کردن

2-صحبت کردن

3-هشدار دادن

4-محروم ساختن

5-تنبیه کردن

6-تکرار تنبیه(خسته سازی)

شرایط تنبیه بدنی:

الف): راههای دیگر طی شده باشد.

ب): تنبیه با خلاف تناسب داشته باشد

ج): از خشم و عصبانیت پرهیز گردد.

د):گفته شود که تنبیه برای رفتار ناسازگار است نه برای خود کودک.

توضیح و تفسیر:

1-    هماهنگی کردن: یعنی اینکه پدر و مادر برای به اجرا در آوردن مراحل شش گانه بالا خودشان با یکدیگر توافق و هماهنگی داشته باشند و رفتار و گفتار یکدیگر رانقض نکرده  و کودک را دچار تضاد و سردرگمی نسازند. در خانواده هایی که پدر و مادر بزرگ نفوذ فوق العاده ای دارند، کار هماهنگی والدین سخت تر انجام خواهد شد و برای اینکه این مراحل به خوبی پیش رود لازم است که یا آنها نیز هماهنگ شوند و یا از مداخله در تربیت کودک ناسازگار، خود داری ورزند.

2-    صحبت کردن: صحبت کردن درباره ناسازگاری کودک می باید « احساسی »  و دور از پند و اندرز باشد. نصیحت گویی غالبا" کلی گویی است و کودک از جملات احساسی و قابل لمس بهتر سود می جوید و آنها را بهتر می فهمد. مثلا" به جای این که گفته شود« تو نباید به کارد آشپزخانه دست بزنی»، بگوئیم « بیا ببین چقدر نوک این کارد تیز است، برای همین است که تو نباید به اون دست بزنی. اون دست تو رو می بره».

3-    هشدار دادن: در صورتی است که کودک از صحبت والدین بهره ای نمی برد و به اصطلاح حرف آنها را گوش نمی دهد و دوباره کارد را بر میدارد. در این مرحله به کودک چنین هشدار داده می شود:«اگه بخوای باز هم کارد را بر داری مامان ناچار میشه به تو سخت بگیره، ببین من با اینکه تو رو دوست دارم، این کارتو دوست ندارم». پدر یا مادر کارد را از دست کودک گرفته و آن را از دسترس کودک دور می کنند.

4-    محروم سازی: یعنی اینکه اگر کودک شروع به داد و فریاد کرد و رفتار ناسازگار به صورتهای گوناگون ابراز شد، لازم است او را از چیزی یا فعالیت مورد علاقه اش محروم ساخت. مثلا" در مورد ناسازگاری یاد شده می توان به کودک چنین گفت:

«اگه دوباره داد و فریاد راه بیندازی و کارد را بخوای دست بزنی، تورو نمی برم منزل خاله» یا «برو توی اتاقت و دو ساعت آنجا بمان»، یا«به جشن تولد دوستت نمی برمت»، یا « دوچرخه ات را یک هفته نمی تونی سوار بشی » و مانند آن. محروم سازی باید به فراخور سن کودک و با در نظر گرفتن اوضاع و احوال و شرایط خانوادگی و اجتماعی او انجام شود.

5-    تنبیه کردن: می تواند تحت شرایطی معین در خاموش سازی رفتار کودک موثر افتد و موجب تغییر رفتار او گردد. تنها پدر و مادر(خواه پدر و مادر طبیعی یا پدر و مادر خوانده) این حق را دارند که تنبیه بدنی را اعمال کنند. تنبیه بدنی تنها در شرایط خاصی که در بالا یاد شده است، می تواند مؤثر واقع شود وگرنه کودک احساس طرد شدگی کرده و از لحاظ عاطفی آشفته خواهد شد. این گونه تنبیه جنبه سمبولیک دارد و باید با کمال خونسردی، بدون خشم و با تناسب به سن و سال و قدرت بدنی کودک انجام شود. قبل از اعمال یا در زمان انجام و یا در پایان این مرحله، به کودک باید توضیح داد که: «این تنبیه برای رفتارت بوده نه برای خودت. خودتو دوست داریم اما رفتارتو دوست نداریم...».

6-    تکرار تنبیه یا«خسته سازی»: چنانچه پس از بکار بردن تنبیه باز هم کودک ناسازگاری را ادامه داد، یعنی باز هم خواست به میل خود رفتار کند و یا نشانه های ناسازگاری را ابراز داشت، مجددا" و به همان اندازه تنبیه را تکرار می کنیم. لازم است شرایط اجرای تنبیه رعایت گردد و زمانی که رفتار خاموش نشده و کودک تسلیم والدین و انضباط آنها نشده است، یعنی همان اندازه که رفتار او تکرار می شود، تنبیه نیز اجرا می گردد. والدین باید از خود مقاوت نشان دهند و روش خود را تغییر ندهند تا کودک احساس خستگی کرده و راهی جز تسلیم شدن نداشته باشد. فراموش نشود که هرگز نباید عصبانی شویم.

 

  یاد آوری: در صورت بروز ناسازگاری در فروشگاهها، خیابان، در میهمانیها و مانند آن، والدین نباید روش خود را تعییر دهند، اما می توانند تکنیکهای مناسبی را به کار ببندند. برای مثال، می توان با کودک آهسته صحبت کرد یا تنبیه را در گوشه ای که دور از چشمان دیگران باشد، به اجرا در آورد.

                                                                           دکتر قاسم قاضی

مسئول مرکز مشاوره و روانشناسی

*James Drever , A Dictionary of psychology, Penguin Books,1958, P.158       

** آبراهام مازلو، به سوی روانشناسی بودن، ترجمه احمد رضوانی، آستان قدس، 1371، ص 25.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 15:5  توسط سر گروه  |